يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

36

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

روز كورى اغلب مردمى را عارض شود كه چشم ايشان ازرق بود رباعيه چون عارضهء جهر بامر معبود * از رقت باصره روى نمود از روى علاج صاحب عارضه را * لحم بقر و هريسه بايد فرمود ضعف البصر ضعف البصر يعنى نقصان پذيرفتن قوت بينائى چون از رطوبت بلغمى بود علامتش سفيدى چشم با ساير علامات غلبه بلغم است رباعيه ضعف بصرت چو از رطوبت زايد * كر مسهل آن ميل كنى مىشايد كردد چو دماغ و بدنت پاك ز خلط * ديكر به تو كحل روشيانى بايد صفت كحل روشيانى مرواريد ناسفته يك مثقال ماميران چينى يك مثقال و نيم بوره ارمنى دو مثقال قرنفل زعفران سرمه از هريك يك مثقال مسك قيراطى همه را كوفته صلايه كنند تا همچو غبار شود علاج امراض كوش طرش علاج امراض كوش طرش يعنى كرانى كوش چون از بلغم باشد علامتش كدورت حواس و كرانى سر و بسيارى خوابست رباعيّه اى آنكه ترا كرانى از كوش بود * كويم سخنى اكر ترا هوش بود باشد سببش چو بلغم از بهر علاج * كردار وى دافعش حوزى نوش بود صفت داروئى كه دافع بلغم باشد صبر سقوطرى نيم